برچسب:
نویسنده: یلدا حبیبی
برچسب:
نویسنده: یلدا حبیبی
روزها اینقدر سریع می گذرند که نمی فهمم ... منم و پسرک و همه ی وقتم که برای اونه
امروز پسرک ما سه ماهه شد ...
و تو ماه گذشته کلی بزرگ تر شده و کارهای جدید یاد گرفته و ما را ذوق زده و شاد کرده ...
و البته کلی هم استرس و نگرانی های مادرانه ... و شب نخوابیدن ها که دیگه عادی شده و البته هنوز هم خیلی سخته برام
برچسب:
نویسنده: یلدا حبیبی
برچسب:
نویسنده: یلدا حبیبی
برچسب:
نویسنده: یلدا حبیبی
برچسب: و ما همچنان دوره میکنیم,
نویسنده: یلدا حبیبی
برچسب:
نویسنده: یلدا حبیبی
سلام دوباره به روی ماه همتون
من به شدت با پسرک مشغولم و واقعا هیچ وقتی برام باقی نمی مونه ... حتی گاهی ناهار و صبحانه هم تند تند و سرهمی می خورم ... شیطون شده حسابی ... همش ذر حال بدو بدو و سرک کشیدن تو جاهای مختلفه ... منم مجبورم دنبالش برم دیگه ...
خواستم بگم ... من هستم هنوز ... با اونکه تو اینستا بیشتر پست می زارم ... ولی اینجا هم حتما میام ...
برچسب:
نویسنده: یلدا حبیبی
برچسب:
نویسنده: یلدا حبیبی
برچسب:
نویسنده: یلدا حبیبی